
آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند
یادش به خیر انگار همین دیروز بود . روز اول ورود به مدرسه که با خیل عظیمی از والدین رو به رو شدم . استقبالشون تو اون منطقه روستایی برام خیلی جالب بود . محیط جدید ، مدرسه جدید ...... جدید .
یادمه اولین جلسه خانواده که گذاشتم چون خیلی از بچه های کلاسم از
محل مجاور بودن و منم تازه وارد این محیط شده بودم وقتی در کلاسمو باز کردم یه
هویی 15 تا کله با هم اومد تو . انگار
داشتن موجودی عجیب رو کشف می کردن ( خودم ).![]()
![]()
چه شبهایی که برای رسوندن تکلیف هفتگی تا پاسی از شب مشغول بودم تا به
موقع حاضر شه . یاد شب یلدا و جشنی که در کلاس با بچه ها گرفتیم به همراه مراسم محلی ، طرح جابر که تا استان رفتیم ،
تقویتی ، نمونه و تیز هوشان ، نگرانی خانواده ها با پایه جدید و درس شیرین ریاضی به خیر ![]()
رفتیمو و رفتیمو رفتیم تا رسیدیم ته خط که نوشته شده :
همه ی ما مسافریم
در پایان اگر به هر عنوان سبب آزردگی خاطر هر عزیزی شدم پوزش و حلالیت می طلبم و امیدوارم خدا همه ی ما رو به راه راست هدایت کنه . آمین

درشت و هیکلی یا رنجور و قالب تهی ؟ انتخاب با خودتونه. حد وسط هم نداره هاااااا 
![]()
بقیه در ادامه مطلب همین پست
با سلام
به دلیل مشکل در سیستمم چند روزی نیستم . به زودی خدمت می رسم . با تشکر تلاشکران


